ناصر خسرو
33
زاد المسافر ( فارسى )
همه خشتها « 1 » بدل كرده شود و صورت خانه به حال « 2 » خويش باشد . و امّا فرق به ميان صورت و عرض آن است كه چو صورت از جوهر زايل شود ، جوهر از حال خويش بگردد و جوهر مر آن نام را ( كه دارد ) به دو مستحق شده است و فعل ( از ) او بدان صورت همىآيد و به [ زوال او نام و فعل جوهر از او زايل شود و جوهر بر حال خويش نماند ، و عرض آن است كه چو از جوهر كه اندر اوست زايل ] شود ، جوهر بر حال خويش بماند . و صورتها بعضى صناعى است و بعضى الهى است . [ امّا صورتهاى صناعى چو صورت شمشير و صورت ] انگشترى است كه آن اندر آهن و سيم به صنعت مردم آمده است . و اين دو صورت مر حاملان [ خويش را نام و فعل دادهاند ] و ممكن است كه اين دو صورت از آن دو حامل زايل شوند . و آن آهن كه اندر شمشير است و آن سيم كه اندر انگشترى [ است ، مر نام انگشترى ] و شمشير را ( و « 3 » ) مر پديد آمدن دو فعل را كه بديشان مخصوص است از بريدن و مهر كردن و پيرايه بودن [ مر انگشت مردم را ، مستحق ] جز بدين دو صورت نگشتهاند كه اندر ايشان آمده است . پس اين دو صورتهااند مر اين دو گوهر را چو [ يكى شمشير باشد و يكى ] انگشترى ( باشد ) ، و اعراضاند اندر آهن و سيم . نبينى كه چو اين دو صورت از آن آهن و ( از آن ) سيم برخيزند ، نه مر [ آن را سپس از آن شمشير ] گويند و نه مر اين را انگشترى گويند ، بل ( كه ) آن آهنى باشد و اين سيمى ( باشد ؟ « 4 » ) پس صورت شمشير و انگشترى مر شمشير و انگشترى را صورتهااند و اندر آهن و سيم عرضهااند ، و همچنين آهنى و سيمى اندر آهن و سيم صورتهااند الهى و اندر جسم عرضهااند . و اين دو صورت الهى مر آن دو مقدار طبايع را از آهن و سيم شرف دادهاند ، هم چنان كه آن دو صورت صناعى مر آن دو مقدار آهن و سيم را شرف دادهاند .
--> ( 1 ) . C : خشتهاى . ( 2 ) . C : جاى . ( 3 ) . ABC : - و . / تصحيح قياسى / ( 4 ) . C : - باشد .